تبليغاتX
ترنم وصال

ترنم وصال

حرفهای ما هنوز ناتمام...


تا نگاه می کنی:

وقت رفتن است

بازهم همان حکایت همیشگی !


لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود


آی...


ناگهان


چقدر زود



دیر می شود!


+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت23:39توسط ساقی | |

 

من سال‌های سال مُردم

تا اینكه یك دم زندگی كردم


تو می‌توانی

یك ذره

یك مثقال


مثل من بمیری؟

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت23:26توسط ساقی | |

 

ازش پرسيدم چه قدر منو دوست داري؟ گفت: به اندازه جوهر


خودکارم. گفتم: خيلي نامردي

 

 


چون جوهر خودکارت يه روز تموم ميشه لبخند زد وگفت:

 

 


خودکار من اصلا جوهر نداره




 

+نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت22:11توسط ساقی | |

آيا تا به حال عاشق شدي ؟

 

عاشق كي"

 

اصلا نظرت در مورد عشق چيه؟


 

+نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت21:43توسط ساقی | |

نشانی

«خانة دوست كجاست؟» در فلق بود كه پرسید سوار.

آسمان مكثی كرد.

رهگذر شاخة نوری كه به لب داشت به تاریكی شن ها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:

 

«نرسیده به درخت،

كوچه باغی است كه از خواب خدا سبزتر است

و در آن عشق به اندازة پرهای صداقت آبی است.

می روی تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ، سر بدر می آرد،

پس به سمت گل تنهایی می پیچی،

دو قدم مانده به گل،

پای فوارة جاوید اساطیر زمین می مانی

و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد.

در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی:

كودكی می بینی

رفته از كاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لایة نور

و از او می پرسی





 



خانة دوست كجاست.»

+نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت22:29توسط ساقی | |

من و درگیر خودت کن ... تا جهانم زیرو رو شه


تا سکوت هرشب من ... با هجومت روبه رو شه


بی هوا بدون مقصد ... سمت طوفان تو میرم

من و درگیر خودت کن ... تا که آرامش بگیرم

با خیال تو هنوزم ... مثل هر روز و همیشه


هرشب حافظه من ... پر تصویر تو میشه

با من غریبگی نکن ... با من که درگیر توام


چشمات و از من برندار ... من مات تصویر توام

تو همین جایی همیشه ... با تو شب مثل یه رویاست

آخرین نقطه دنیا ... تو جهان من همین جاست

تو همین جایی و هر روز ... من به تنهایی دچارم

من و نزدیک خودم کن ... تا تو رو یادم بیارم




+نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت22:50توسط ساقی | |



وقتی به دنیا می آییم درگوشمان اذان میگن ،

وقتی می میریم بالای جسدمان نمازمی خونن ،

زندگی

خیلی

كوتاه

است


فاصله ی یك اذان تا نماز



+نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت15:16توسط ساقی | |